دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست.....من سرخوشم از لذت این چشم براهی

تیتر این پست آخرین جمله از فیلمی بود که امشب دیدم و بغضمو ترکوند . دقیقا یک سال میگذره از آخرین روزایی که زندگی دانشجوییمو توی طبس تموم کردم . روزای خوب و بد پر از خاطره و پر از دوست و رفیقهایی که الان ازشون هیچ خبری ندارم . میدونم تا حالا هرکدوم هزار بار سراغمو گرفتن و من بی معرفت جوابی ندادم . گذر این روزگار لعنتی هرچقدر هم تلخ باشه بازم شیرینیه لحظه های دوستانه رو از ذهن آدما پاک نمیکنه . دوستانه هایی که تو خوشی و غم استمرار داشت و حتی ذره ای هم کم نمیشد . توی اون بیابون بی سر و ته خاطراتی توی ذهنمه که گاهی از غصه از دست دادنشون اشکم در میاد و گاهی از غصه یادآوریشون ...

امشب بعد از یه گفتگوی نه چندان محبت آمیز و معمول با عیال وقتی دلم خیلی گرفته بود و با از همه چی بریده بودم چشمم افتاد به فیلم جشن فارق التحصیلی دانشجوهای ورودی ٨٣ دانشگاه آزاد طبس . چقدر خاک روی جلد قشنگش که سعید کهربای با اونهمه ابتکار و هزینه درستش کرده بود نشسته بود . زودی از کمد برش داشتم و تمیزش کردم . از همون لحظه که پشت قابش رو نگاه کردم و ردیف اسم همه دوستام که تو درست کردن این فیلم هفته ها با هم بی خوابی کشیدیم جلوی چشمم اومد بغض خیلی غریبی گلومو گرفت .

مثل یعقوب که مشتاق دیدن یوسف بود دلم داشت واسه دیدن دوباره اون لحظه ها پر میزد . زود دیسک رو توی درایو گذاشتم و منتظر شدم تا اجرا شه . با اینکه ثانیه به ثنیش رو موقع تدوینش هزاران بار دیده بودم اما مثه اونایی که هنوز ندیدنش ذوق داشتم و واسم تازه بود . تیتراژ اول که از امازاده ( اولین جایی که بعد از ورود به طبس به چشم همه میخوره ) شروع شد و همون مسیر تکراری و پر از خاطره تا دانشگاه رو توش گنجونده بودیم رو دو بار دیدم  . بعدش صدای گرم احمد نعیمی و شوخی های بانمک و دوستانش ... شینطت های سامان ... کلیپهای طنزی که واسه قبل مراسم آماده کرده بودیم و نهایتا تشکر های دوباره احمد و شروع مراسم ...

تمام مراسم عادی و شاد و با کلی خاطره برگزار شد اما بعد اون سه ساعت توی بیست دقیقه خاطره های واسه اعضای اون سالن بوجود امود که هیچکدومشون هرگز فراموش نمیکنن . اون لحظه ها خاطرات چهار سال دوستی و زندگی دانشجویی و کلی خاطرات دیگه رو توی چندتا کلیپ روی سن پخش کردن . اولش یه کلیپ شوخی بود که از عکسهای خنده دار و با نمک بچه ها درس کرده بودیم کلی خاطره بعدش توی ذهن همه جمع شده بود چند دقیقه بعدش که از محری های مراسم تقدیر کردن مراسم به آخرین لحظه هاش رسیده بود و احمد ( که خودش مجری مراشم بود ) کلیپی رو برای خداحافظی از چهار سال که فقط ازش خاطره مونده رو معرفی کرد . صحنه هایی پر از دوستی و فوق العاده زیبا که روش آهنگ "سلام آخر - احسان خواجه امیری" میکس شده بود همه اعضای سالن رو مغموم کرد . بعد از کلیپ احمد از یکی از بچه های معدن که توی راه دانشگاه تصادف کرده بود و فوت کرده بود یاد کرد و بعدش یه خداحافظی پر از بغض ...

موقع میکس این مراسم که حدودا ١ماه بعد از خود مراشم انجام شد کلی عکس از پایان مراسم داشتیم و اونهمه اشکها و لبخند هایی که هیشکی ندیده بود . تصمیم گرفتیم اونم آخر فیلم اضافه کنیم و نهایتش هم آهنگ "خداحافظ - امیر علیزاده" رو روش اضافه کردیم . واسه تیتراژ آخرش یه عکس از خوشنویسی الیاس فرزانه گذاشتیم که تیتر همین پست گذاشتمش و آهنگ زیبای "غمگسار - همایون شجریان" رو هم ضمیمه متنش کردیم و همه اینها نهایتا دلیلی شد که امشب بعد از یک سال بغضم برای طبس و خاطاتش بشکنه ...

پ.ن : چه غریب ماندی ای دل      نه غمی نه غمگساری

          نه به انتظار یاری             نه ز یار انتظاری

/ 3 نظر / 194 بازدید
ayal

[افسوس]az del beravad har anke az dide beraft...

unknown

[زبان][زبان][زبان][شیطان][شیطان][شیطان][نیشخند]

قایدی

وبلاگت عاليه خوشحال مي شوم اگر به وبلاگ من هم سر بزني اگر ميخواهي ميتواني مرا با نام : مرکز آموزش کامپيوتر ايرانيان لينک کني و در صورت تمايل به ما اطلاع دهيد تا شمارا لينک کنم.